نعره هایم به رعد می ماند
رعشه هایم به برق متصل است
در دهانم مهی که می بینی
دود سیگار نیست دود دل است
آه و اندوه و گریه ام روزی
باد و باران و ابر خواهد شد
چشم من مرده غسل می دهد و
دل تو سنگ قبر خواهد شد
بعد مرگ از رگ بریده ی من
جرعه جرعه شراب خواهد رفت
خانه ام توی چشم های تو بود
خانه ام روی آب خواهد رفت
خون جنگل هنوز هم توی
رگ کبریت هایمان جاریست
نخ به نخ نسل نسل میسوزیم
توی شهری که زیرسیگاریست
شعر من! ای مخاطب خاصم!
هم زمینی هم آسمانی باش
رودها پاره سنگ هم دارند
هم روان باش هم روانی باش
تا که احساس بی کسی نکنند
دست های مرا ببند به هم
سینه بندت درست می گوید:
کوه ها نیز می رسند به هم
آن غروبی که دیدمت گفتم
آسمان ناخن زرشکی توست
ماه با آن همه هوادارش
دکمه ای از لباس مشکی توست
آخرش می رسم به ماه ولی
این همه راه را چکار کنم؟
مثل تو بادبادکم اما
نخ کوتاه را چکار کنم؟
⚡️ محمد رُهام
سایت محمد رهام
کانال تلگرام محمد رهام
اینستاگرام محمد رهام