صلح است با توام
جنگ است با منت
دستی به پیک اشک
دستی به دامنت
ای کاش میرسید
دستم به خواب تو
تا دفن میشدم
در رختخواب تو
اشکم که ریختم
از گونه ی ترت
شال تو بودم و
افتادم از سرت
ای رودِ رد شده
از کوه گونه ام !
گاهی بیا ببین
بی تو چگونه ام
یک پیک اشک من
طوفان نوح بود
از کوه پرت شد
مردی که کوه بود
مردی که پرت شد
شاید حواس توست
شعر سپید من
زیر لباس توست
ای آبروی ابر
از بارش تگرگ!
مغرور مثل باد!
افتاده مثل برگ!
یخ بسته گوشهام
سوزیست در صدات
بخت مرا چطور
بستند دکمه هات؟!
رود است اشک من
دریاست بالشم
یک شب بیا ببین
بی تو چه میکشم
میبینمت هنوز
در وهمِ بعدِ قرص
باور نمیکنی
از عینکم بپرس
ای بوسه های تو
خوابی ندیدنی
ای روی ماه تو
قرصی مکیدنی
یا اشتباه شد
یا اشتباه کرد
موی تو بود که
ما را سیاه کرد
ما عاشق همیم
ما را به غم چکار؟
یک دست باده و
یک دست زلف یار
من مولوی شدم
پس یار من کجاست؟
اصلا ولش کنیم
سیگار من کجاست؟
سایت محمد رهام
کانال تلگرام محمد رهام
اینستاگرام محمد رهام